هر کس نمی تواند ببیند کور گردد انشاا....
خبرگزاري فارس: دبير ستاد امر به معروف و نهي از منكر به نقل قولي از يكي از بزرگان در مورد آيتالله خامنهاي اشاره كرد و گفت: اين عالم بزرگ در خصوص مقام معظم رهبري ميفرمايد «آيتالله خامنهاي سپهسالار لشكر مولايمان صاحب الزمان (عج) هستند»
آيتالله احمد جنتي شنبه شب در آيين تجليل از آمران به معروف و ناهيان از منكر فعال اصفهان با اشاره به اينكه به وسيله امر به معروف و نهي از منكر ميشود بسياري از مشكلات در كشور را حل كرد، اظهار داشت: امر به معروف و نهي از منكر ميخواهد با بسياري از وطن فروشيها، فتنهگران و فتنه برخورد كند.
دبير شوراي نگهبان با تاكيد بر اينكه امروز مهمترين امر به معروف ما ولايت فقيه است، تصريح كرد: مهمترين منكر امروز ما تضعيف اسلام و ولايت فقيه است، بزرگترين امر به معروف وحدت است و بزرگترين منكر اختلاف و تفرقه است.
وي با اشاره به اينكه فتنهگران با فتنه به دنبال ايجاد تفرقه در كشور بودند، اظهار داشت: در زمان فتنه بسياري از بيبصيرتان و آناني كه عقلشان در چشمشان بود مانند جنگ احزاب عمل كردند و فضا مانند آن جنگ شد و آنها همه از مشاركت تا مجاهدين با يكديگر براي اين فتنه و اختلاف افكنيها ائتلاف كردند.
آيتالله جنتي با تاكيد بر اينكه سران فتنه در آن زمان هر كسي با آنها در برابر نظام ميايستاد را از خود ميدانستند، تصريح كرد: آنها بسياري از مسائل را نتوانستند بفهمند و نتيجه اين نفهميدنشان فتنهاي بود كه برپا كردند.
وي با تاكيد بر اينكه مقام معظم رهبري با هدايت الهي و فرزانگي كشور را از فضاي فتنه نجات دادند، اظهار داشت: من با تمام وجودم از رهبر فرزانه انقلاب براي مديريت كشور و انقلاب در زمان فتنه تقدير ميكنم و اين در حاليست كه امروز بزرگترين امر به معروف ما ولايت فقيه است و بزرگترين منكر ما مخالفت با ولايت فقيه است.
دبير ستاد امر به معروف و نهي از منكر كشور به نقل قولي از يكي از بزرگان در خصوص امام خامنهاي اشاره كرد و اظهار داشت: اين عالم بزرگ در خصوص مقام معظم رهبري ميفرمايد «آيت الله خامنهاي سپهسالار لشكر مولايمان صاحبالزمان (عج) هستند».
وي افزود: مقام معظم رهبري با شجاعت توانستند در دل فتنهاي بروند كه خيليها در داخل و خارج دل به آن براي خاتمه كار انقلاب و ولايت فقيه بسته بودند و ايشان با سخنرانيها، بصيرت بخشيها و موضعگيريهاي آگاهانه آرام آرام كاري كردند كه از آن شرايط عبور كرديم.
آيتالله جنتي با تاكيد بر اينكه امروز با مديريتهاي مقام معظم رهبري شعله فتنه فروكش كرده است، تصريح كرد: البته بايد اين را مدنظر داشته باشيم كه دشمن بيكار ننشسته و اين در حاليست كه نفسهاي الهي اين مرد بزرگ و جانفشانيهاي بچههاي بسيج و حزباللهيها همه دست به دست هم داد تا مبادا خدشهاي به انقلاب وارد شود.
وي اضافه كرد: يكي از معضلات امروز ما وقتكشي در قوه قضائيه و خدمترساني به مردم است و اين در حاليست كه برخيها در داخل كشور از خدا نميترسند اما از افكار عمومي به شدت هراسانند.
*ضعفهاي اخلاقي و رفتاري از كنار زدن قرآن نشأت ميگيرد
آيتالله احمد جنتي با اشاره به اينكه برخي فكر ميكنند حالا كه انقلاب شده بايد زندگي مرفه و آرامي داشته باشند، اظهار داشت: امروز در سطح كشور دچار مشكلات اقتصادي، سياسي و فرهنگي هستيم كه بايد سعي شود اين مشكلات برطرف شود.
وي اظهار داشت: بايد مشكلات عمده و اساسي را پيدا كنيم و استعدادهايمان را براي رفع آن مشكلات صرف كنيم و نبايد بگذاريم اين مشكلات در جاي خود بمانند چون ممكن است مضاعف شوند.
آيتالله جنتي با تاكيد بر اينكه مشكل اصلي، مشكل رابطه انسان با خداست، تصريح كرد: ضعفهاي اخلاقي، رفتاري، فكري و عملي به يك معنا از كنار زدن قرآن نشأت ميگيرد كه اگر اين ضعفها در رابطه با خدا و قرآن برطرف شود به طور حتم ديگر مشكلات نيز برطرف ميشود.
دبير شوراي نگهبان وجود نيروهاي صالح در تمام صحنهها را لازم برشمرد و افزود: نيروي صالح نيروي معتقد به خداست و جامعه ما بايد جامعهاي باشد كه بتواند چنين نيروهايي تربيت كند و اگر اين نيروها در جامعه ما پرورش يافتند ديگر نميگذارند مشكلات بر ما فشار بياورد.
وي با تاكيد بر اينكه خداوند وعده پيروزي در برابر دشمن را به حاميان خود داده است، تصريح كرد: شما همين تاريخ 30 ساله انقلاب را نگاه كنيد، پيش از انقلاب يك عده جوان مسلمان دست خالي و ضعيف از نظر امكانات به صحنه آمدند و توسط آنان انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد و شما در آن زمان ميبينيد كه چه قدرتهايي در برابر همين جوانان ايستاده بودند.
دبير ستاد امر به معروف و نهي از منكر كشور با اشاره به اينكه دنيا زدگي يكي از مشكلات امروز به شمار ميرود، اظهار داشت: در زمان انتخابات يك عده ميگويند ما بايد كرسيهاي مجلس را اشغال كنيم و براي اين هدف هزينههاي زيادي را از راههاي گوناگون و بعضي اوقات از راههاي نامشروع تامين ميكنند و بعضي از آنان نيز با همين هزينهها قصد خدمت كردن به مردم و نظام را دارند اما اين درست نيست چراكه خدمت كردن از هر راهي مورد رضاي خدا نيست.
وي اظهار داشت: عدهاي از حالا فكرهايي براي ۲ تا ۳ سال آينده براي اشغال برخي كرسيها كردهاند.
آيتالله جنتي با اشاره به اينكه امروز آن كساني كه در دوران قدرتشان آزاديهاي نامشروعي را به جامعه تحميل كردند، نفرين ميكنيم، تصريح كرد: از آن زماني كه يك شخص داراي مقام در كشور ما آن حرفها را راجع به حجاب زد، مومنين گفتند خدا او را لعنت كند كه چادر را از سر دختران ما برداشت و همان بحثها ادامه پيدا كرد تا امروز كار به اينجا رسيده است.
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 15:39  توسط رزمنده نسل سومی
|
...بسم رب الولایت...
شوریده شهر عاشقان خامنه ای
خورشید حریم آسمان خامنه ای
هیهات منه ذله ره توشه ماست
تا نائب صاحب الزمان خامنه ایست...

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 18:7  توسط رزمنده نسل سومی
|
عليرضا قزوه در شعري با عنوان «به كشيشي كه خودسوزي كرد در فلوريدا...» به محكوميت هتك حرمت قرآن كريم در آمريكا پرداخته است.
اگر خدا بخواهد
ابرهه ميسوزد در فلوريدا
و آب ميپاشد بر سر آتش
حالا از ونكور تا كشمير
مردم به خيابان ريختهاند
كشيش بيكششي بودي
آقاي جونز!
بدان خيال كه سوزد كتاب در آتش
دوباره ابرههاي ريخت آب در آتش
كشيش بيكششي بودي كه فكر ميكردي
آفتاب را ميتوان سوزاند
و ذرهبين گرفتي
تا پشت دست خورشيد را بسوزاني
خيال كردي قرآن پاك سوختنيست
خيال كردي اگر آفتاب در آتش...
كشيش بيكششي بودي كه كبريت كشيدي بر خودت
الا برادر شيخ النجد
كشيش بيكشش! از كوشش تو و ابليس
تو را نصيب چه شد؟ جز عذاب در آتش
همراه ريش و ريشهي تو
سبيل خندهدار تو هم سوخت
چرا كه:
چراغ از آن خدا بود و پف از آن تو،
شد
دعاي سوختگان مستجاب در آتش
پيش از تو نيز
برادران حاتم طائي
رفتند و
پاشيدند و
دود شدند
درون چشمهي زمزم چه ميكني استاد!
بهوش باش نپاشي شراب در آتش
كشيش بيكششي هستي
رانده از كليسا و
مانده از معبد
كتاب كفر به كف داري اين نه انجيل است
برو به دشمني اين كتاب در آتش
حمالة الحطب شدهاي آقاي جونز!
ميبيني چه راحت شاعران سبيل تو را دود ميدهند
تنها در كتاب ركوردها
احمقترين شدي
تنها دنيا به تو خنديد
و شاعري سرود:
نصيب نيست تو را جز همين كه هيمه شوي
تو كم ز هيزم خشكي، بخواب در آتش!
بخواب آقاي جونز!
پماد سوختگي فردا
از تلآويو خواهد رسيد!
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 7:3  توسط رزمنده نسل سومی
|
يوم الهدم :
تا به حال نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟ يوم الهدم يعني روز ويران کردن ...
در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام – و بسياري قبور ديگرپرداختند . ضريح فولادي ائمه بقيع را که در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – عليهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حمله آنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينه هجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – و تخريب و غارت قبرستان بقيع نمودند .
طبق نقل تاريخي آن ها در اين حمله چهر صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدود يکصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس و ياقوت و ... به يغما بردند . و اين نيز نخستين حمله آنان به مقدسات اسلامي نبود . صلاح الدين مختار نويسنده و مورخ وهابي در کتاب "تاريخ امملکه العربيه السعوديه کما عرفت" بخشي از افتخارات وهابيت در حمله به کربلاي معلي را چينن شرح مي دهد : در سال 1216 اميرسعود در رأس نيروهاي بسياري از مردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحي ديگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذي القعده به شهر کربلا رسيد و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور باروي شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بيشترمردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانيدند و نزديک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند ، سپس در محلي به نام ابيض گرد آمدند . خمس اموالرا خود سعود برداشت و بقيه را به هر پياده يک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود)
عثمان بن بشر از ديگر مورخان وهابي درباره حمله به كربلا چنين مي نويسد: "… گنبد روي قبر (يعني قبر امام حسين عليه السلام) را ويران ساختند و صندوق روي قبر را كه زمرد و ياقوت و جواهرات ديگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش و طلا و نقره و قرآن هاي نفيس و جز آنها يافتند، غارت كردند و نزديك ظهر از شهر بيرون رفتند در حالي كه قريب به 2000 تن از اهالي كربلا را كشته بودند."
جالب اين جاست كه مورخ مزبور نام كتاب خود را "عنوان المجد في تاريخ نجد" گذاشته و از اين وقايع به عنوان نشانههاي مجد و شكوه و عظكت وهابيت ياد كرده است!
اما اين فقط شيعيان و اماكن مقدسه آنها نبودند كه وهابيان آثار مجد و شكوه خود را در آن به نمايش گذاشتهاند، مكه مكرمه و طائف نيز از حملات آنان در امام نماند. "جميل صدقي زهاوي" در خصوص فتح طائف مي نويسد: "طفل شيرخواره را بر روي سينه مادرس سر بريدند، جمعي را كه مشغول فراگيري قرآن بودند كشتند، چون در خانهها كسي باقي نماند، به دكانها و مساجد رفتند و هر كس بود، حتي گروهي را كه در حال ركوع و سجود بودند، كشتند. كتابها را كه در ميان آنها تعدادي مصحف شريف و نسخههايي از صحيح بخاري و مسلم و ديگر كتب فقه و حديث بود، در كوچه و بازارافكندند و آنها را پيمال كردند."
سرزدن اين قبيل امور از پيروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نيست! تابعان كسي كه همه مسلمانان را كافر و مشرك مي دانست و مكه و مدينه را قبل از آنكه به دست وهابيان بيافتد، دارالحرب و دارالكفر!مي دانست. در كتاب "الدررالسنيه" مي خوانيم:
"وي - محمد بن عبدالوهاب – از صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و اله نهي ميكرد و از شنيدن آن ناراحت ميشد. صلوات فرستنده را اذيت ميكرد و به سختترين وجه مجازات مي نمود.
حتي او دستور داد مرد نابيناي متديني را كه مؤذن بود و صوت خوشي داشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پيامبر صلوات فرستاده بود، به قتل رسانند. بسياري از كتب مربوط به صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله را به آتش كشيد و به هريك از پيروانش اجازه مي داد قرآن را مطابق فهم خود تفسير كند."
محمد بن عبدالوهاب به نوبهي خود در اعتقادات پيرو"ابن تيميه حنبلي" است، كه در قرن هشتم هجري ميزيسته است، از ابن تيميه عقايد جالبي نقل شده است. از جمله اينكه او خدا را جسم ميدانست! براي ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامهي حود مي گويد: "ابن تيميه را بر منبر مسجد جامع دمشق ديدم كه مردم را موعظه ميكرد و ميگفت: خداوند به آسمان دنيا ميآيد، همان گونه كه من اكنون فرود ميآيم! سپس يك پله از منبر پائين ميآمد!"
عقايد او آنچنان سخيف و بيمقدار بود كه خود اهل سنت وي را به زندان افكندند و در رد او كتب متعددي را به رشته تحرير درآوردند.
ين قطرهاي كوچك از مرداب اعتقادات و عملكرد وهابيان در طول اين ساليان است. در طول اين دوران دانشمندان زيادي چه شيعه و چه سني به نقد عقايد وهابيت دست زدهاند و به شبهات گوناگون آنان پاسخ دادهاند. يكي از شبهات آنان مسألهي بناء بر قبور است. آنها ساختن بنا اعم از مسجد يا غير آن را بر قبر حرام ميدانند. در اين نوشتار سعي مي كنيم پاسخي مناسب به شبههي مذكور بدهيم. نخست آنكه: اين شبههي آنان را صريح آيهي 21 سوره كهف دفع مينمايد، كه در خصوص ماجراي اصحاب كهف از قول مومناني كه ميخواستند ياد اصحاب كهف را گرامي دارند مي فرمايد: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا (بي ترديد بر روي قبور آنان مسجدي بنا مي كنيم) دوم آنكه: هنگام ظهور اسلام و در دوران فتوحان اسلامي بناهايي بر قبور انبياء گذشته وجود داشت. از جمله ميتوان به قبر حضرت داوود و حضرت موسي در بيت المقدس اشاره نمود. جالب اينجاست كه خليفه دوم كه طبق نظر اين آقايان از صحابه است و معصوم، خود براي انعقاد پيمان صلح به بيت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر، اقدامي در راستاي از بين بردن اين قبور به عمل نياورد…
اما به راستي قومي كه در تاريخ نه چندان طولاني خود، چنان كه از زبان مورخين خودشان شنيديم قرآنها را در خيابانها لگد مال ساختند و در قتل عام پيروان علي عليه السلام و ساير خلفا فرقي نگذاشتند و مجد خود را در غارت و قتل جستجو مي كردند، شايستگي اين را دارند كه مخاطب يك استدلال قرآني و يا حتي تاريخي قرار گيرند؟!



+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 6:58  توسط رزمنده نسل سومی
|
من که می دانم...

من که مـیـدانــم دلـیـل بـغـض هایت ســیــل پـاکـسـتان نبـود
در قنـوتـت اشـک هـایـت داد مـیـزد هـیـچـکـس مــحــرم نـبـود
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389ساعت 12:20  توسط رزمنده نسل سومی
|
هرکس حرمت قرآن را نگه ندارد به خدا بی حرمتی کرده است . پیامبراکرم (ص)
بیانات مقام معظم رهبری :
اولا ً: این حادثه وحوادث پیش ازآن به روشنی نشان می دهد که آنچه امروز آماج حمله نظام استکبار جهانی است اصل اسلام عزیز وقرآن مجید است .
صراحت مستکبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استکبار است ؛وتظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام ودیگر مسلمانان دروغی بزرگ وفریبی شیطانی است .
آنان بااسلام وهر آنکس که بدان پایبند است وهر آنچه نشانه مسلمانی است دشمنند.
ثانیا ً: این سلسله کینه توزیها به اسلام ومسلمین ناشی از آن است که از چند دهه پیش تا کنون نور اسلام از همیشه تابنده تر ونفوذ آن در دلها ودر جهان اسلام وحتی درغرب از همیشه بیشتر شده است .
ناشی از آن است که امت اسلام از همیشه بیدارتر شده وملتهای مسلمان اراده کرده اند زنجیرهای 2 قرن استعمار و تجاوز مستکبران را پاره کنند .
حادثه اهانت به قرآن وپیامبر عظیم الشان با همه تلخی در دل خود حامل بشارتی بزرگ است .خورشید پرفروغ قرآن روز به روز بلندتر ودرخشنده تر خواهد شد .
ثالثا ً: همه باید بدانیم که حادثه اخیر ربطی به کلیسا ومسیحیت ندارد و حرکات عروسکی چند کشیش ابله ومزدور را نباید به پای مسیحیان ومردان دینی آنان نوشت . ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد .
نزاع میان مسلمان ومسیحی در سطح عمومی خواسته دشمنان وطراحان این نمایش دیوانه وار است و درس قرآن به ما در نقطه مقابل آنها قرار دارد .
ورابعا ً: طرف مطالبه همه مسلمانان امروز دولت آمریکا وسیاستمداران آن است . آنان اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ وبازیگران میدانی آنان را که دل 1.5 میلیارد مسلمان را به درد آورده اند به گونه ای شایسته به مجازات برسانند .
والسلام علی عبادالله الصالحین- سید علی خامنه ای

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 21:52  توسط رزمنده نسل سومی
|
خداوند شما را برای یاری امام زمان عج نگهدارد
انشاا....





+ نوشته شده در شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 18:52  توسط رزمنده نسل سومی
|
یکی از بزرگ ترین مطالب انحرافی درباره «مسجدالاقصی» ، جابجا کردن تصویر این مسجد با مسجدی دیگر به نام «قبة الصخره» است. تا سالیان سال ، این مسجد به عنوان نماد شهر قدس و حتی نماد فلسطین در سراسر جهان ، خصوصا در کشورهای اسلامی معرفی می شد.

«مسجدالاقصی» نام مسجدی است در شهر «بیت المقدس» که در قرآن طی آیه اول سوره« اسراء» به آن اشاره شده است:
«سبْحَانَ الَّذِی أَسرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسجِدِ الْحَرَامِ إِلی الْمَسجِدِ الاَقْصا الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنرِیَهُ مِنْ ءَایَتِنَا إِنَّهُ هُوَ السمِیعُ الْبَصِیرُ»
«منزّهاست آن خدایی که بندهاش را شبانگاهی از مسجد الحرام به سوی مسجد الأقصی- که پیرامون آن را برکت دادهایم- سیر داد، تا از نشانههای خود به او بنمایانیم، که او همان شنوای بیناست.
مسجدالاقصی ، هم اکنون درسرزمین های تحت اشغال رژیم صهیونیستی قرار دارد و صهیونیست ها از همان آغازین سال های تجاوزات خود در خاورمیانه ، برنامه های مفصلی را برای دست اندازی به این مسجد شریف و آسیب رساندن به شان و جایگاه حقیقی آن در پی گرفتند و حتی تا مرحله تلاش آشکار جهت به آتش کشیدن آن پیش رفتند. در همین راستا ، چندین دهه است که مطالب تحریف شده و انحرافی درباره مسجدالاقصی و تاریخ آن ، در رسانه های دیداری و شنیداری سنتی و مدرن سراسر دنیا و خصوصا جهان اسلام منتشر می شود. هدف از ترویج این مطالب ، کاستن حساسیت افکار عمومی نسبت به این مکان مقدس است تا برنامه های اصلی صهیونیست ها برای تخریب این مسجد و جایگزین کردن یک «معبد یهودی» به جای آن ، هزینه های کمتری داشته باشد.
یکی از بزرگ ترین مطالب انحرافی درباره «مسجدالاقصی» ، جابجا کردن تصویر این مسجد با مسجدی دیگر به نام «قبة الصخره» است. مسجد «قبة الصخره» در فاصله بسیار کمی از «مسجد الاقصی» قرار داشته و به دلیل معماری منحصربفرد و جذاب و گنبد بسیار چشمگیر آن با رنگ طلایی، در نمای عمومی شهر قدس درخشش خاصی دارد. تا سالیان سال ، این مسجد به عنوان نماد شهر قدس و حتی نماد فلسطین در سراسر جهان ، خصوصا در کشورهای اسلامی معرفی می شد. حتی رژیم صهیونیستی ، در تبلیغات توریستی خود ، عمدتا برای معرفی «جروزالم» (بیت المقدس) از تصاویر مسجد «قبة الصخره» استفاده می نمود. این در حالی است که همزمان ، نهادهای رژیم صهیونیستی ، مشغول حفاری وسیع و دامنه داری در زیر ساختمان«مسجدالاقصی» و ساخت «معبدی یهودی» در آن بودند که به شدت زیرساخت این مسجد را با سستی و خطر نشست مواجه می ساخت. البته این عملیات ساخت و ساز کماکان نیز ادامه دارد. (در سال های اولیه پیروزی انقلاب اسلامی ،روی یکی از اولین اسکناس های چاپ شده توسط حکومت نوپای اسلامی ، تصویر مسجد «قبة الصخره» با زیر نویس «مسجدالاقصی» به چاپ رسید که سهم بسزایی در تثبیت چنین اشتباهی در افکار عمومی ایرانیان داشت.)

دروغ دیگری که طی چند سال اخیر از سوی تبلیغاتگران و حتی رهبران رژیم اشغالگر قدس دائما تکرار شده و سعی در جااندازی آن در اذهان شده است به این قرار می باشد:
« آیه مربوط به معراج پیامبر اسلام که در آن از مسجدالاقصی نام برده شده ، در سال ۶۲۱ میلادی یعنی حدود ۹۰ سال پیش از ساخت مسجدی با همین نام در بیت المقدس یا اورشلیم نازل شدهاست و لذا جز تشابه اسمی، دلالتی بر آن ندارد و مسجدالاقصای مورد نظر مسلمانان در جایی غیر از بیت المقدس قرار دارد »
این دروغ شاخدار عمدتا پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و محوریت پیدا کردن «آرمان رهایی قدس» در خیزش اسلامی مقاومت فلسطینی شایع شده است . هدف از طرح چنین شبهه بی پایه ای آن هم از سوی محافل غیر مسلمان و حتی یهودی ، سلب تقدس این مکان و مخدوش کردن مقبولیت مذهبی «آرمان رهایی قدس» در میان مسلمانان است.
اصل ماجرا از این قرار می باشد که در روایات مستند و جامع الاتفا ق مسلمانان ، «مسجدالاقصی» نام دومین مسجدی است که توسط یک پیامبر الهی یعنی «حضرت سلیمان»(علی نبینا و علیه السلام) بنا شده است. اولین مسجد جهان ، توسط جد «حضرت سلیمان»(علی نبینا و علیه السلام) در «جزیرة العرب» ساخته شد که «مسجدالحرام» نام گرفت. در اعتقادات اسلامی، «مسجدالحرام» رکن اصلی جهان خلقت به شمار می رود و وجه تسمیه دومین مسجد الهی، یعنی «مسجدالاقصی» فاصله این مسجد با «مسجدالحرام» می باشد. معنای عبارت«مسجدالاقصی» عبارت است از«مسجد دور از...» که منظور ، دوری این مسجد از «مسجدالحرام» است. نخستین بنای «مسجدالاقصی» با وفات«حضرت سلیمان»(علی نبینا و علیه السلام) و نابودی حکومت نوادگان او بر فلسطین ، به تدریج ویران شد. پس از فتح فلسطین توسط مسلمانان در زمان خلیفه دوم ، شخص خلیفه در خرابه های «مسجدالاقصی» حاضر شد و دستور ساخت مسجدی جدید را صادر نمود. آن چه صهیونیست ها در شبهه پراکنی های خود به آن اشاره می کنند ساخت مسجدی پرشکوه و بزرگ در سال 710 میلادی توسط «عبدالملک» خلیفه وقت می باشد که به جای مسجد محقر و کوچکی که در زمان خلیفه دوم ساخته شد بنا گردید. از سوی دیگر ، صهیونیست ها فراموش کرده اند یا عمدا خود را به تجاهل می زنند که مسلمانان محلی را که معراج پیامبر اعظم(صلوات الله علیه) از آن جا سفر خود را به آسمان(موسوم به «معراج») را آغاز کرده است با جزئیات و حتی نشانی دقیق در مستندات تاریخی و دینی خود ثبت کرده اند.امروزه مسلمانان به دلیل ضعف مطالعات مذهبی غالبا نمی دانند که مسجد «قبة الصخره» در حقیقت بر فراز صخره ای بزرگ بنا شده است که پیامبر اعظم(صلوات الله علیه) پیش از آغاز سفرش به آسمان ، بر آن جلوس کرده اند. این صخره که «صخره معراج» اشتهار دارد ، دقیقا در زیر گنبد طلایی رنگ مسجد «قبة الصخره» واقع است و بدون آن که تراش بخورد یا تغییر شکل داده شود حفظ شده و یکی از جذاب ترین دیدنی های بیت المقدس ، حتی برای غیر مسلمانان به شمار می رود.با توجه به فاصله ی چند ده متری بنای مسجد«قبة الصخره» با بنای «مسجدالاقصی»، این خود دلیلی تاریخی است بر آن که مسجدالاقصای نام برده شده در قرآن ، همان مسجدالاقصای فعلی است.
گفتنی است که هر دو مسجد مذکور توسط دیواری قدیمی و قطور محصور شده که در زمان حکومت عثمانی ساخته شده است و تمامی این منطقه محصور ، با نام «حرم شریف» شناخته می شود. نظری هم وجود دارد که مسجدالاقصای نام برده شده در قرآن به کل محوطه «حرم شریف» اطلاق می گردد.
انشالا فردا همه دوستان را در راهپیمایی روز قدس ببینیم که ثوابش کمتر از شب قدر نیست.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 19:21  توسط رزمنده نسل سومی
|
|
حرم ......... |
|
دوباره یک غروب دلنشین دوباره یک صدا، صدای سبز دوباره می پرد کبوتری به دور گنبد حرم دوباره چشمهای من پر از نگاه کاشی و ستاره می شود کنار حوض دوباره ذهن من پر از صدای بالهای یک فرشته می شود نگاه کن! من آن کبوترم به دور گنبد طلایی اش چه عاشقانه می پرم

انشاا... نائب الزیاره همه دوستاندر حرم امن علی ابن موسی الرضا هستم. |
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 3:31  توسط رزمنده نسل سومی
|
ما معتقدیم (و این جزء بدیهیات اسلام، بلکه بدیهیات همه ادیان است) که انسان، فقط در سایه ارتباط و اتصال با حق تعالی است که میتواند به تکامل و تعالی دست پیدا کند. البته فرصت ماه رمضان، یک فرصت استثنایی است. این، چیز کمی نیست که خدای متعال در قرآن بفرماید: “لیلهالقدر خیر من الف شهر”. یک شب، از هزار ماه بهتر و با فضیلتتر و در پیشرفت انسان موثرتر، در ماه رمضان است. این، چیز کمی نیست که رسول اکرم (صلیا...علیهوآله) این ماه را ماه ضیافت الهی به حساب بیاورند. مگر ممکن است که انسان وارد سفره کریم بشود و از آنجا، محروم خارج بشود؟ مگر وارد نشوی. آن کسانی که وارد سفره غفران و رضوان و ضیافت الهی در این ماه نشوند، البته بیبهره خواهند ماند و واقعا این محرومیت به معنای حقیقی است. “ان الشقی من حرم غفرانا... فی هذا الشهر العظیم”. محروم واقعی، آن کسی است که نتواند در ماه رمضان، غفران الهی را به دست بیاورد.(1)
لیلهالقدر شب ولایت است
لیله`القدر، شب ولایت است. هم شب نزول قرآن است، هم شب نزول ملائکه بر امام زمان است، هم شب قرآن و شب اهل بیت(علیهمالسلام) است.
لیلهالقدری که در این ماه رمضان است و قرآن صریحا میفرماید: “ لیلهالقدر خیر من الف شهر”؛ یک شب، بهتر است از هزار سی روز (هزار ماه)، بسیار مهم است. چرا این قدر فضیلت را به یک شب دادند؟ زیرا برکات الهی در این شب زیاد است؛ نزول ملائکه در این شب زیاد است؛ این شب، سلام است؛ “سلام هی حتی مطلعالفجر”؛ از اول تا آخر این شب، لحظاتش سلام الهی است.” “سلام قولا من رب رحیم.” رحمت و فضل الهی است که بر بندگان خدا نازل میشود. هم شب قرآن و هم شب عترت است. لذا سوره مبارکه قدر هم، سوره ولایت است. شب قدر، خیلی ارزش دارد. همه ماه رمضان، شبها و روزهایش ارزش والا دارد؛ البته لیلهالقدر نسبت به روزها و شبهای ماه رمضان، خیلی فاخرتر است؛ اما شبها و روزهای ماه رمضان، نسبت به روزها و شبهای بقیه سال، خیلی فاخرتر است. باید قدر بدانید. در این روزها و در این شبها، همه بر سر سفرهانعام الهی حاضرید. استفاده کنید.(2)
در ماه رمضان... (در همه روزها و شبها) دلهایتان را هرچه میتوانید با ذکر الهی نورانیتر کنید، تا برای ورود در ساحت مقدس لیله`القدر آماده شوید؛ که “لیلهالقدر خیر من الف شهر؛ تنزل الملائکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر.” شبی که فرشتگان، زمین را به آسمان متصل میکنند؛ دلها را نورباران و محیط زندگی را با نور فضل و لطف الهی منور میکنند. شب سلم و سلامت معنوی (سلام هی حتی مطلع الفجر) شب سلامت دلها و جانها، شب شفای بیماریهای اخلاقی، بیماریهای معنوی، بیماریهای مادی و بیماریهای عمومی و اجتماعی؛ که امروز متاسفانه دامان بسیاری از ملتهای جهان، از جمله ملتهای مسلمان را گرفته است! سلامتی از همه اینها، در شب قدر ممکن و میسر است؛ به شرطی که با آمادگی وارد شب قدر بشوید.(3)
شب قدر، شب سلامت از بیماریهاست
شب قدر، شب شفای بیماریهای اخلاقی، معنوی، مادی و بیماریهای عمومی و اجتماعی است که امروز متاسفانه دامان بسیاری از ملتهای جهان، از جمله ملتهای مسلمان را گرفته است!
امروز که خدای متعال اجازه داده است که شما زاری، تضرع و گریه کنید، دست ارادت به سوی او دراز کنید، اظهار محبت کنید، اشک صفا و محبت را از دل گرم خودتان به چشمهای خودتان جاری کنید. این فرصت را مغتنم بشمارید؛ والا روزی هست که خدای متعال به مجرمین بفرماید: “ لاتجروا الیوم”، بروید، زاری و تضرع نکنید، فایدهای ندارد “انکم منا لاتنصرون”. این فرصت، فرصت زندگی و حیات است که برای بازگشت به خدا در اختیار من و شماست؛ و بهترین فرصتها ایامی از سال است که از جمله آنها ماه مبارک رمضان است و در میان ماه مبارک رمضان، شب قدر! شب قدر هم در میان این سه شب است. طبق روایتی که مرحوم محدث قمی نقل میکند، سوال کردند که کدام یک از این سه شب (یا آن دو شب بیستویکم و بیستوسوم) شب قدر است؛ در جواب فرمودند:
چهقدر آسان است که انسان، دو شب (یا سه شب) را ملاحظه شب قدر بکند؛ چه اهمیتدارد بین سه شب مردد باشد، مگر سه شب چهقدر است؟ کسانی بودهاند که همه ماه رمضان را از اول تا آخر، شب قدر به حساب میآوردند و اعمال شبقدر را انجام میدادند! (4)
یک جمله کوتاه در باب اهمیت لیلهالقدر عرض کنم؛ علاوه بر اینکه از جمله قرآنی “لیلهالقدر خیر من الف شهر” میشود فهمید که از نظر ارزشیابی و تقویم الهی، یک شب برابر هزار ماه است، در دعایی که این روزها میخوانیم، برای ماه رمضان چهار خصوصیت ذکر میکند: یکی تفضیل و تعظیم روزها و شبهای این ماه است بر روزها و شبهای ماههای دیگر؛ یکی وجوب روزه در این ماه است؛ یکی نزول قرآن در این ماه است و یکی هم وجود لیله القدر در این ماه است. یعنی در این دعای ماثور، لیلهالقدر را عدل نزول قرآن در ارزشدادن به ماه رمضان مشاهده میکنیم. بنابراین قدر لیلهالقدر را باید دانست؛ ساعات آن را باید مغتنم شمرد و کاری کرد که انشاءالله قلم تقدیر الهی در شبهای قدر برای کشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آنچنان که شایسته مردم مومن و عزیز ماست، رقم بزند.(5)
منابع:
1. مقام معظم رهبری در دیدار با مسوولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی، به مناسبت عید سعید فطر سال 1369 هجری شمسی
2. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار علما، طلاب و اقشار مختلف مردم شهر قم به مناسبت سالگرد قیام نوزدهم دی
3. بیانات مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان به مناسبت هفته بسیج سال 1376
4. بیانات مقام معظم رهبری در خطبه نمازجمعه تهران 26/10/1376
5. بیانات مقام معظم رهبری در نمازجمعه تهران 28/8/1386
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 4:15  توسط رزمنده نسل سومی
|